آخرین اخبار :
خانه / مطالب / عرفان / ذكر اللّه حدّى ندارد
تکمیل نویسنده پرتال عشاق الحسین

ذكر اللّه حدّى ندارد

هر عمل خيرى، حدّى از آن مطلوب است كه اگر از آن حدّ گذشت، ضدّش حاصل مى شود، يعنى اگر انسان پايين تر از حدّ مطلوب انجام داد قاصر و يا مقصّر است، و اگر بالاتر از حدّ مطلوب بود، به صعوبت مبتلا مى  شود، تا اين كه به حدّى مى رسد كه غير ممكن و غير مقدور بشر مى  گردد. مانند نماز كه بدن انسان طاقت زياد نماز خواندن را ندارد، و يا مزاحم خيراتى است كه به سبب نماز از انسان فوت مى شوند، به گونه  اى كه ديگر انسان نمى  تواند آن  ها را مثل گذشته انجام دهد. ساير خيرات و طاعات نيز اين گونه است، به جز « ذكر اللّه   » چنان كه در روايت دارد كه حدّى براى آن نيست. در روايت منقول از امام صادق ـ عليه  السّلام ـ آمده است: « ما مِنْ شَىْ  ءٍ إِلاّ وَلَهُ حَدٌّ يَنْتَهى إِلَيْهِ، إِلاّ الذِّكْرَ فَلَيْسَ لَهُ حَدٌّ يَنْتَهى إِلَيهِ »؛ (هر چيز حدّى دارد كه در آن جا تمام مى شود، به جز ياد خدا كه حدّ مشخصى براى آن وجود ندارد.) ر.ك: اصول كافى، ج ۲، ص۴۹۸؛ وسائل الشيعة، ج ۷، ص ۱۵۴؛ عدة  الداعى، ص.۲۴۸ .البته مقصود ذكر لسانى نيست، زيرا در اثر آن نيز اعضا و جوارح انسان به ملالت و ضعف و عجز و سستى دچار مى شوند، بلكه ذكر اللّه كه حدّى ندارد اعمّ از ذكر قلبى و لسانى، بلكه اعم از ذكر بدنى است، چون تمام طاعات و همه ى آن چه مرضىّ خداست ذكر اللّه   است، و اين گونه ذكر با همه  ى طاعات جمع، و با هر نوع طاعت پياده مى  شود، نظير قضاى حوايج، اداى واجبات، بلكه به جا آوردن مستحبّات، كه نزد اهلش ذكر اللّه است، بلكه ترك مكروهات و محرمات هم ذكر اللّه   است. در آن روايت از امام صادق ـ عليه  السّلام ـ آمده است:« مِنْ أَشَدِّ ما فَرَضَ اللّه عَلى خَلْقِهِ، ذِكْرُ اللّه كثيرا. ثُمَّ قالَ: لا أَعْنى سُبْحانَ اللّه وَالْحَمْدُلِلّهِ وَ لا إِلهَ إِلاَّ اللّه وَاللّه أَكْبَرُ وَ إِنْ كانَ مِنْهُ، وَ لكِنْ ذِكْرُ اللّه عِنْدَ ما أَحَلَّ وَ حَرَّم. » اصول كافى، ج۲، ص۸۰؛ وسائل الشيعة، ج۱۵، ص۲۵۲؛ بحار الانوار، ج۶۸، ص۲۰۴؛ ج۹۰، ص۱۶۳.

از سخت ترين چيزهايى كه خداوند بر خلق واجب نموده، ذكر بسيار خداوند است. سپس فرمود: مقصودم سبحان اللّه  والحمدللّه  و لااله  الاّاللّه  واللّه  اكبر نيست، هر چند اين ها نيز از ياد خداست؛ بلكه منظورم ياد خدا هنگام حلال و حرام او است.يعنى ذكر قلبى محض. آيا واقعا سُبْحانَ اللّه  است و أَشَدُّ تَذْكيرا؛ (بيشتر انسان را به ياد خدا مى  آورد)است، و يا اين گفتار حضرت يوسف ـ عليه  السلام ـ كه:«مَعَاذَ اللَّهِ إِنَّهُو رَبِّىآ أَحْسَنَ مَثْوَاىَ إِنَّهُو لاَ يُفْلِحُ الظَّــلِمُونَ» سوره  ى يوسف، آيه  ى ۲۳. پناه بر خدا! او پروردگار من است، و جايگاهم را نيكو قرار داده است، و ستمكاران هرگز رستگار نمى  شوند.

بسم اللّه  بفرماييد، كار گذشته بود كه قرآن مى  فرمايد: «وَهَمَّ بِهَا لَوْلاَآ أَن رَّءَا بُرْهَـنَ رَبِّهِى» سوره ى يوسف، آيه ى ۲۴. حضرت يوسف ـ عليه السّلام ـ نيز آهنگ او را مى كرد، اگر برهان و نشانه ى روشن پروردگارش را نمى  ديد.آيا همه  اش به اختيار او بود، يا خدا حفظ كرد؟ چه كار كرد؟ آيا كارى كرد جز اين كه برهان ربّ را ديد. البته قطعا هزارها كار پيش از آن انجام داده بود تا اسباب برهان ربّ را در اوقات خلوت تحصيل كرده بود، كه در آن موقعيّت حسّاس برهان ربّ را ديد.

 

درباره ی مدیریت کل

سرآغاز گفتار نام خداست،که رحمتگر و مهربان خلق راست| برای فرج دعا کنیم... " اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِيهَا طَوِيلا "

همچنین ببینید

قرآن آينه ى بهشت و جهنّم

اگر كتابى بود كه عكس اشيا را نشان مى  داد، آن كتاب همين قرآن است …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *